محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

993

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« * ( أَ وَلَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ من عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 3 : 165 ) * [ 1 ] » يعنى : « چرا وقتى شما را صدمه اى رسيد كه دو برابر آن را رسانيده بوديد گفتيد : اين از كجا به ما رسيد ؟ بگو : اين از جانب خودتان بود كه خدا بر همه چيز تواناست » و هم اين آيه را نازل فرمود كه « * ( إِذْ تُصْعِدُونَ وَلا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ في أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا ما أَصابَكُمْ وَالله خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ . ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ من بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً 3 : 153 - 154 ) * [ 2 ] » يعنى : « آن دم كه دور مىشديد و به كسى اعتنا نداشتيد و پيغمبر از دنبالتان شما را مىخواند و ( خدا ) برايتان غمى روى غمى داد تا بر آنچه از كفتان رفته و آنچه به شما رسيده غم مخوريد و خدا از آنچه مىكنيد آگاه است . عاقبت پس از آن غم آرامشى بر شما نازل كرد . » عبد الله بن مسعود گويد : به روز بدر وقتى اسيران را بياوردند پيمبر گفت : « دربارهء اسيران چه مىگوييد ؟ » ابو بكر گفت : « اى پيمبر خداى قوم و كسان تواند آنها را نگهدار و مهلتشان ده شايد خدا توبهء آنها را بپذيرد . » ولى عمر گفت : « اى پيمبر خداى ترا تكذيب كردند و بيرونت كردند ، بيارشان و گردنشان بزن . » عبد الله بن رواحه گفت : « اى پيمبر دره اى پر هيزم بجوى و اسيران را آنجا ببر و آتش در هيزم زن . »

--> [ 1 ] آل عمران : 165 [ 2 ] آل عمران : 152 - 153